معرفی استاد محمد لطفی‌ نوایی (نیمای دوم مازندران)
معرفی استاد محمد لطفی‌ نوایی (نیمای دوم مازندران)

استاد محمد لطفی‌ نوایی شاعر مازندرانی با ۷ هزار بیت شعر به زبان مازندرانی،به عنوان نیمای دوم مازندران شناخته می شود. + شعر مازندرانی استاد در وصف ایل پریجائی – نسخه دست نویس شعر ایل پرجائی و سجرو اضافه شد. سایت بندپی – استاد محمد لطفی‌ نوایی شاعر مازندرانی با ۷ هزار بیت شعر به زبان مازندرانی شاید یکی از رکوردداران […]

استاد محمد لطفی‌ نوایی شاعر مازندرانی با ۷ هزار بیت شعر به زبان مازندرانی،به عنوان نیمای دوم مازندران شناخته می شود. + شعر مازندرانی استاد در وصف ایل پریجائی – نسخه دست نویس شعر ایل پرجائی و سجرو اضافه شد.

سایت بندپی – استاد محمد لطفی‌ نوایی شاعر مازندرانی با ۷ هزار بیت شعر به زبان مازندرانی شاید یکی از رکوردداران شعرسرایی به زبان تبری باشد.

این شاعر مازندرانی در سال ۱۳۲۳ در روستای سفیدطور بندپی غربی شهرستان بابل به دنیا آمد و از سال ۱۳۵۰ به بعد به صورت دائم در شهرستان آمل اقامت دارد.

بیوگرافی که از زندگی وی داده‌ اند می‌ گوید : آغاز رسمی تحقیقات ادبی و نخستین شعرش در سال ۱۳۴۳ بود و در سال ۱۳۶۷ انجمن بوم و سرود شهرستان آمل را تاسیس کرد.

منتخب دهمین جشنواره سراسری شعر علوی ، مقام برتر اولین همایش شعر تبریزی در سوادکوه و حضوری فعال در همایش‌ های استانی شعر از دهم ‌ترین فعالیت‌های وی به شمار می‌ رود.

پیرمردی که حالا به مرز دهه ۷۰ زندگی‌ اش نزدیک می‌شود و شاید طویل‌ ترین اشعار مازندرانی در دوره معاصر را وی سروده باشد.

تجلیل از نیمای دوم مازندران ، استاد محمد لطفی نوائی : 

شب سه شنبه به تاریخ ۱۳۹۱/۱۲/۱۵ ، شب به یاد ماندنی استادی بود که برای تخلصش عنوان ” بچابچا  ” را انتخاب کرده است.

برای نخستین بار، نامش را بردند، یادش کردند و برایش سوت و کف زدند.

پیرمردی که امروز بیماری اعصاب توان این را نیز از او گرفته است که حتی قلم در دست بگیرد و شعر بنویسد اما هنوز شعر می‌گوید و پژوهش می‌کند و او سینه‌اش فراغ است برای شعر و شاعری و برای زبان مازندرانی.

خانه محقر و ساده پیرمرد وقتی کلیپ بازدید مسئولان از خانه‌اش را پخش کردند، اندک‌ تر و ساده ‌تر از آنی بود که بخواهی توصیف کنی؛ مانند خودش که بر تنش تنها قامت استادی برازنده بود نه لباسی که بر تن داشت.

شاگرد بنایی کردم :

استاد لطفی‌نوایی در این کلیپ به بیان بخش کوچکی از زندگی‌ اش پرداخت و گفت : در کودکی نتوانستم بیشتر از کلاس چهارم درس بخوانم، بعد پدرم مرا به شاگرد بنایی برد تا سن ۱۷ سالگی که باز هم تلاش کردم تا درس بخوانم اما نشد که دیپلم بگیرم.

وی افزود : اگرچه جسته و گریخته به زبان فارسی شعر می‌ سرایم ولی ۶ تا ۷ هزار بیت شعر به زبان مازندرانی دارم.

دوست دارم برای زبان مازندرانی کار کنم

اگرچه بیماری توان نوشتن را از من گرفته است اما من عاشقانه دوست دارم که برای زبان مازندرانی کار کنم.

به دنبال واژه‌ نامه توصیفی مازندران :

نوشتن واژه‌ نامه توصیفی مازندران را در دست دارم و به کمک اهل فن در حال نوشتن آن هستم ، دو کتاب دیگر نیز به صورت حق‌ التألیفی توسط انتشارات شفلین در حال چاپ است.

این استاد شعر مازندرانی یادآور شد : طرح‌ ها و کتاب‌ های نیمه‌ کاره زیادی دارم اما به دلیل نبود امکانات مالی توان نشر آن را ندارم.

صحبت‌ های لرزان پیرمرد به همین جا ختم شد ولی به نظر می‌رسد خبری از اتمام ذوق و هنرش نباشد.

جالب بود که شاعری که ۷ هزار بیت شعر مازندرانی دارد تاکنون موفق نشده که هیچ یک از آثارش را به چاپ برساند و بی‌ توجهی به این هنرمند موجب محرومیت مازندران از نیمای دوم شده است.

از جمله کارهای دست اقدام و چاپ نشده وی ، واژه ‌نامه مازندرانی ، ریشه ‌شناسی واژگان مازندران ، طرح فرهنگ لغت فارسی به مازندرانی ، ثبت اشعار شفاهی امیری ، ترانه سروده‌های طبری ، ثبت ضرب ‌المثل‌ های مازندرانی در قالب شعر و مجموعه اشعار فارسی خود شاعر است. شاگردانش از کوچک بزرگ و از زن و مرد در سالن مراسم حضور داشتند.

دختری که شاگردش بود برایش شعری به زبان مازندرانی خواند و آرزو کرد لرزش دست استادش خوب شود و پیرمردی از دوستان و هم ‌پیاله ‌هایش نیز لقب نیمای دوم مازندران را به او داد.

وقتی نام محمد لطفی‌نوایی را برای تجلیل بردند، همسرش با چشمانی گریان از سالن خارج شد و این نشان می‌دهد که در نهانخانه زندگی این استاد چه رنج‌ هایی نهفته است و سال‌ ها بی ‌نام و نشان برای زبان مازندرانی تلاش کردن چه غم ‌انگیز است.

استاد محمد لطفی‌ نوایی

حالا که استاد دستش لرزان است و توان نوشتن ندارد ، یک عروس خوب دارد که برایش می‌نویسد.

عروس استاد نوایی را نیز نام بردند تا به پاس خدمت به پدرشوهرش برای ثبت اشعار مازندرانی از او نیز تجلیل کنند. زن کنار پدرشوهرش ایستاد ، هرچند اشک ریخت اما ایستاد و تجلیل شد.

رونمایی از کتاب » گل ونگ « :

در این مراسم برای نخستین بار از سوی سپاه کربلای مازندران ، کتاب » گل ونگ « از اشعار این شاعر مازندرانی رونمایی شد و یکی از کتاب‌ های چاپ شده از سوی هاشمی معاون فرهنگی سپاه کربلای مازندران به وی تقدیم شد.


شعر مازندرانی استاد لطفی در مورد ایل پریجائی : ( شعرهای دیگری در وصف سجرو و مادر هم داشتیم که به علت کمبود وقت فرصت تایپ آن نشد. )

گالش و گیلا و ککّی و بلبل خوندنه ، سو اِنه پرجائیِ دل

سجرو ته شیخ موسی کوه قربون ، ته دریوکی روآر او قربون

شیخ موسی بالا کوهُ سکّه سو ، شیخ موسی پرجائیِ آبروئه

شیخ موسی دشمن شخص دروئه ، دروگو ونه ور کمر فروئه

پرجائی دوس دارنّه شیخ موسی ره ، ونه مهمون اون غریب آقا ره

زیارت دشّوئن امامِ رضا ، دل نیّت کننه حاجی شیخ موسی

دل پرجائی خله پاکه ، خواهونِ شیخ موسی سینه چاکه

شیخ موسی پرجائیِ کربلائه ، یا غریبِ آقا امام رضائه

داشتمه گتمه سجروِ قصّه ، پرجائی سجرو ره دل دوسّه

مه قصّه قصّه ی پرجائی ماره ، هر کی بوشم پرجائی مه براره

جانِ سجروِ او مه مارِ شیره ، مه کچیکِ دل سجروی اسیره

سجرو تو گهروئی دل شیرِخواره ، لالا بخون که دل بر تو نخواره

لالا بخّون ته بخّون خو بورم خو ، انگار نِنا مه گهره ره دنه تو

ته لمّر لمّر مه پیرِ ماره ، بهشت مونّه دایم لاله زاره

ته پیر مه مارِ لینگ ماله ، این خیابون ….. ماه و ساله

ته شی الیم و خجیروی قربون ، ممرز چشمه و گنّیوی قربون

ته چار ازّار و سمی سنگِ قربون ، ته کیجابور و کِرِ سنگِ قربون

ته تپّه تپّه مشک و مرواریه ، انگاری بهشتِ نهرِ واریه

جان سجرو نومه لیلی دورون ، سونِ مجنون بهیمه ته غزلخون

سجرو دریو بواش کلّاک هاکن تو ، پلیدی ره شه لمّر پاک هاکن تو

پرجائی جان درو نئوئی هرگز ، ازّاره جا نروشی پیره ممرز

شیرّه او نکنی او کفنه کار ، پرجائی ره درو نیه سازِگار

ته دل صافِ بسونِ سجروی او ، ته غیرت هنتار تپر قلّه کو

پلنگ پهلوون پرجائی برار ، خدا نکنه غیرت بوره کنار

ته آزادی هارش پلورِ یورِّ ، کوه تِرِ یاد بدائه شه غرورّه

اسا که مه قصّه ره هاکردی گوش ، پیرونِ بوتِ گپ نوّه فِراموش

خجیری خوبشی خوبشترین باش ، سونِ سجروی پاکی بهترین باش

( محمد لطفی نوایی ، بندپی بابل )