آمار نگران کننده ازدواج و طلاق در یک دهه اخیر
آمار نگران کننده ازدواج و طلاق در یک دهه اخیر

در سال ۱۳۸۷ به ازای هر ۸ ازدواج یک طلاق داشتیم که در سال ۱۳۹۷ این عدد به ۱/۳ ازدواج یک طلاق کاهش یافته است

دکتر رمضانعلی گلچوبی فیروزجاه؛ روانشناس و مدرس دانشگاه

خانواده از ابتدای تاریخ تاکنون به عنون اصلی‌ترین نهاد اجتماعی، زیربنای جوامع و خاستگاه فرهنگ‌ها، تمدن‌ها و تاریخ بشر بوده است؛ پرداختن به این بنای مقدس و بنیادین و هدایت آن به جایگاه واقعی‌‌اش، همواره سبب اصلاح خانواده بزرگ انسانی و غفلت از آن، موجب دور شدن بشر از حیات حقیقی و سقوط به ورطه نابودی بوده است. نهادی که کارکرد‌های آن می‌تواند بر کارکرد‌های سایر نهاد‌های اجتماعی از قبیل دولت، آموزش، اقتصاد و دین تاییر بگذارد و همین طور از آنها تاثیر بپذیرد. هرگاه  صحبت از خانواه می‌شود چند مولفه اساسی از قبیل ازدواج، طلاق، فرزند و … به ذهن متبادر می‌شود که هر یک در جایگاه خود دارای اهمیت هستند.

یکی از پدیده‌هایی که توجه به موضوع خانواده را در جوامع مختلف بیشتر مورد توجه قرار داده است موضوع « طلاق» است که به دلیل پیامد های اجتماعی، روانی، اقتصادی، حقوقی و .. . که دارد، اهمیت آن را بیشتر کرده است. برخی معتقدند که مطالعه این پدیده به لحاظ تاثیرات گسترده در دگرگونی سبک زندگی جامعه، سست شدن ساختار خانواده و همچنین روند افزایش آن در جامعه اهمیت به سزایی دارد،  چرا که کارکرد درست خانواده در سایر بخش‌های جامعه هم تاثیر دارد به همین دلیل در نوشته‌های بزرگان دینی، فلاسفه و دانشمندان و صاحب نظران در این خصوص دیدگاه‌ها و نکات مشترکی وجود دارد که می‌تواند این گونه به آن اشاره کرد: «خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است که ثبات جامعه وابسته به ثبات آن است.

تاملی بر روند آمار های طلاق در کشور نشان می‌دهد که این موضوع در کشور نگرانی‌های زیادی را ایجاد کرده است بگونه ایی که در سال ۱۳۹۶ به عنوان یکی از پنج موضوع دارای اولویت در کشور در کنار اعتیاد به مواد مخدر و روانگردان‌ها، بیکاری، مفاسد اخلاقی و حاشیه نشینی( سکونت گاه‌های غیر رسمی) تعیین شده است و حتی در جلسات مسئولان عالی کشور هم مورد تایید قرار گرفته است و هم در قانون حمایت از خانواده که در سال ۱۳۹۱ تصویب شده است و هم در سیاست‌های کلی خانواده که سال ۱۳۹۵ ابلاغ شده است در این زمینه تاکیدات مهمی شده است.

گر چه این تحولات در جامعه فقط در حوزه خانواده نیست و بخش‌های مختلفی را در بر گرفته است. جامعه ایرانی در چند دهه گذشته با تحولات ساختاری شگرفی مواجه بوده است.این تحولات ساخت‌های مختلفی اجتماعی( اعم از نهاد خانواده تا نهاد های رسمی و غیر رسمی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی) و روابط و مناسبات اجتماعی و تولیدی جوامع شهری، روستایی و عشایر کشور را دگرگون ساخته است. تحولات جهانی نیز این دگرگونی‌ها را از جوانب مختلف بویژه از نظر نوع وتنوع و شدت تحت تاثیر قرار داده است که از جمله این تاثیرات افزایش آمار طلاق در جامعه است لذا این سؤال اساسی مطرح می‌شود که وضعیت و روند طلاق وازدواج در کشور ایران چگونه است؟

طبق آمارهای ارائه شده در طی سال‌های مورد بررسی می‌توان گفت که روند کاهشی ازدواج و افزایشی طلاق در اکثر سال‌ها نکته قابل توجه است

ازدواج و طلاق و درصد تغییرات از سال ۱۳۸۷ لغایت ۱۳۹۷

  سال ازدواج تعداد درصد تغییرات طلاق تعداد درصد تغییرات
۱۳۸۷ ۸۸۱۵۹۲ ۴٫۸۱ ۱۱۰۵۱۰ ۱۰٫۶۷
۱۳۸۸ ۸۹۰۲۰۸ ۰٫۹۸ ۱۲۵۷۴۷ ۱۳٫۷۹
۱۳۸۹ ۸۹۱۶۲۷ ۰٫۱۶ ۱۳۷۲۰۰ ۹٫۱۱
۱۳۹۰ ۸۷۴۷۹۲ ۱٫۸۹ – ۱۴۲۸۴۱ ۴٫۱۱
۱۳۹۱ ۸۲۹۹۶۸ ۵٫۱۲ – ۱۵۰۳۲۴ ۵٫۲۴
۱۳۹۲ ۷۷۴۵۱۳ ۶٫۶۸ – ۱۵۵۳۶۹ ۳٫۳۶
۱۳۹۳ ۷۲۴۳۲۴ ۶٫۴۸ – ۱۶۳۵۶۹ ۵٫۲۸
۱۳۹۴ ۶۸۵۳۵۲ ۵٫۳۸ – ۱۶۳۷۶۵ ۰٫۱۲
۱۳۹۵ ۷۰۴۷۱۶ ۲٫۸۳ ۱۸۱۰۴۹ ۱۰٫۵۵+
۱۳۹۶ ۶۰۸۹۷۷ ۱۳٫۵۹ – ۱۷۴۵۹۰ ۳٫۵۷ –
۱۳۹۷ ۵۴۹۸۶۱ ۷/۹- ۱۷۴۶۹۸ ۰۶/+

آمار های ارایه شده نشان می‌دهد که که درصد تغییرات ازدواج در سال ۱۳۹۷ نسبت به سال ۱۳۸۷ حدود ۶/۳۷ درصد تغیرات منفی داشته است؛ این در حالی است که جمعیت افراد در سن ازدواج در کشور بیشتر شده‌اند در حالی که در همین زمان طلاق ۳۲/۵۸ درصدتغیرات مثبت داشته است که نشان از روند کاهشی ازدواج و افزایشی طلاق در کشور هست که بسیار نگران‌کننده است همچنین یافته‌های آماری نشان می‌دهد که نسبت طلاق به ازدواج درسال ۱۳۸۷ از ۵/۱۲ به ۷۷/ ۳۱ در سال ۱۳۹۷ افزایش یافته است که نشانه بدتر شدن این شاخص در کشور است.

نسبت طلاق به ازدواج از سال ۱۳۸۷ لغایت ۱۳۹۷

سال نسبت طلاق به ازدواج
۱۳۸۷ ۱۲٫۵
۱۳۸۸ ۱۴٫۱
۱۳۸۹ ۱۵٫۴
۱۳۹۰ ۱۶٫۳
۱۳۹۱ ۱۸/۱
۱۳۹۲ ۲۰/۱
۱۳۹۳ ۲۲/۶
۱۳۹۴ ۲۳/۹
۱۳۹۵ ۲۵/۷
۱۳۹۶ ۲۸/۷
۱۳۹۷ ۳۱/۷

شاخص نسبت طلاق به ازدواج: تعداد رویداد طلاق در برابر ۱۰۰ رویداد ازدواج در زمان معین (بطور مثال در سال ۹۷ در مقابل ۱۰۰۰ ازدواج، ۳۱۸ طلاق اتفاق افتاده است). آمارهای مربوط به تعداد ازدواج به ازای یک طلاق نیز نشان دهنده شرایط نگران‌کننده در کشور است؛ در سال ۱۳۸۷ به ازای هر ۸ ازدواج یک طلاق داشتیم که در سال ۱۳۹۷ این عدد به ۱/۳ ازدواج یک طلاق کاهش یافته است؛ میزان عمومی طلاق هم از ۵/۱ در سال ۱۳۸۷ به ۱/۳ در ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت درسال ۱۳۹۷ رسیده است که باز هم نگران‌کننده است.

میانگین سن اولین ازدواج از سال ۱۳۸۷ لغایت ۱۳۹۷

سال مرد زن
۱۳۸۷ ۲۶٫۹ ۲۲٫۴
۱۳۸۸ ۲۶٫۱ ۲۲٫۶
۱۳۸۹ ۲۶٫۵ ۲۲٫۱
۱۳۹۰ ۲۶٫۷ ۲۳٫۴
۱۳۹۱ ۲۶٫۹ ۲۲٫۶
۱۳۹۲ ۲۷٫۳ ۲۲٫۹
۱۳۹۳ ۲۷٫۶ ۲۳٫۱
۱۳۹۴ ۲۷٫۹ ۲۳٫۳
۱۳۹۵ ۲۷٫۴ ۲۲٫۹
۱۳۹۶ ۲۷٫۳ ۲۲٫۸
۱۳۹۷ ۵/۲۷ ۴/۲۳

میانگین سن ازدواج از تقسیم مجموع سن افراد ازدواج کرده (زوج و زوجه ) در زمان مورد مطالعه بر تعداد افراد ازدواج کرده بدست می‌آید.

* معمار خانواده آتی خود باشیم

ازدواج نقطه عطف و یکی از مهم‌ترین تصمیمات در طول زندگی فرد است، با ازدواج خانواده تشکیل می‌شود و نظام خویشاوندی شکل می‌گیرد و نسل بقا می‌یابد. همه ما در انتخاب خانواده هیچ اختیاری نداشتیم ولی معمار خانواده آتی خود هستیم، در واقع ازدواج در زمره پیچیده‌ترین روابط انسانی و دارای ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی است. برای اینکه افراد به مرحله ازدواج برسند باید پیش‌زمینه‌هایی آماده شود و افراد باید به بلوغ فکری، روانی، اجتماعی و اقتصادی در زمینه ازدواج برسند. اگر در بحث ازدواج صرفاً به بلوغ جسمی و جنسی فکر شود شاید مشکلاتی برای این افراد به‌ وجود بیاید، آموزش و مشاوره پیش از ازدواج موضوعی بسیار مهم است. باید تشابهات لازم از نظر طبقات اجتماعی، تحصیلات، شرایط اجتماعی، فرهنگ، سطح خانوادگی، خلق و خو، شخصیت و مسائل اقتصادی بین زوجین باشد.

افراد برای خیلی از مهارت‌های ساده خود تحت آموزش قرار گرفته و تجربه می‌کنند ولی برای ازدواج کمتر از آموزش‌ها برخوردار می‌شوند، بسیاری از افراد یک‌شبه ازدواج می‌کنند و هیچ آموزشی در این زمینه نمی‌بینند نکته مهم اینکه که حتی برخی وقت، انرژی و هزینه بسیار زیادی را برای برگزاری مراسم صرف شده اما در مورد ازدواج و آموزش مسائل زناشویی وقت کمتری صرف می‌شود.

* کمرنگ بودن مهارت لازم برای زندگی زناشویی در جامعه

فراگیری مهارت لازم برای زندگی زناشویی در جامعه ما بسیار کمرنگ است، در حوزه سیاست‌گذاری‌های اجتماعی و آموزشی برای جوانان به‌ منظور اینکه وارد بازارهای شغلی شوند ده‌ها حرفه و فن آموزش ارائه شده تا فرد به شغل مناسبی دست پیدا کند اما برای اینکه زن و شوهری ایده‌آل باشند از کمترین آموزش‌ها برخوردار نیستند. بیشتر مردم و جوانان با آرزوهای غیرواقعی ازدواج می‌کنند و اعتقاد دارند که پس از ازدواج زندگی شادی خواهند داشت، زندگی شاد امکان‌پذیر است اما نیاز به تعهد و تلاش دارد زن و شوهر برای هر موفقیتی نیاز به تلاش و آموزش دارند این‌گونه نیست که هر زن و شوهری که زندگی خوبی دارند شانسی باشد در واقع این مهم با تلاش و پشت‌کار محقق شده است.

* ضرورت آموزش و مشاوره پیش از ازدواج در دنیای کنونی

خانواده‌ها باید به این موضوع توجه کنند در گذشته ازدواج ازطریق بستگان درجه یک و نزدیکان انجام می‌شد ولی درحال حاضر با توجه به کم‌رنگ شدن ارتباطات و محدود شدن تعداد فرزندان بزرگ‌ترها و پدر و مادر می‌توانند پیشنهاد دهنده در امر ازدواج جوانان باشند و در این امر خیر مشارکت کرده و از مشاوران فن کمک بگیرند. آموزش و مشاوره پیش از ازدواج در دنیای کنونی اجتناب‌ناپذیر و ضروری است، جوانان برای ازدواج موفق می‌توانند از صاحبان فن و مشاوران و روان‌شناسان کارآزموده و متعهد کمک بگیرند. و در هر لحظه از زندگی از زمان انتخاب همسر تا دوران عقد، ازدواج و پدر و مادر شدن باید متناسب با نیاز خود از آموزش و یادگیری لازم برخوردار شویم.

* عدم تسلط مهارت‌های حل مساله و تاب‌آوری زوجین

 آخرین مرحله اختلاف و درگیری  خانوادگی طلاق ثبتی بوده که زوجین با توافق رسمی و حضور در دادگاه خانواده برای تبادل اسناد و ثبت آن اقدام می‌کند در واقع طلاق عاطفی، اجتماعی و اقتصادی قبلاً اتفاق افتاده و تصمیم زندگی گرفته شده است. بنابراین ضروری است در گام‌های اولیه طلاق قبل از اینکه زوجین به دادگاه مراجعه کنند مشاوران و کارشناسان متخصص ورود پیدا کرده و برنامه مداخله‌ای را انجام دهند؛ چه بسا با دخالت‌های ناکارآمد اطرافیان پیوندها و وابستگی‌های عاطفی زوجین به مرور کاسته شده و ادامه زندگی جنبه اجبار پیدا می‌کند.

طلاق تأثیرات عمده‌ای بر زوج، زوجه و فرزندان به جا می‌گذارد، اضافه کرد: عمده تاثیر طلاق بر زوج اختلال در وظایف شغلی، اضطراب و افسردگی، غیبت از منزل، سوء مصرف مواد، بر زوجه اختلال اضطراب و افسردگی، محدود شدن روابط خانوادگی، دوستی بدون تفکر و تأثیر آن بر فرزندان عمدتاً افت تحصیلی، گوشه‌گیری و رفتار اضطرابی است.

لازمه هرگونه برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری اجتماعی شناخت پدیده و بروز شکل‌گیری آن و علل و عوامل محافظت‌کننده و مخاطره‌آمیز آن پدیده در ابعاد مختلف است گفتمان مسؤولان امر بیانگر آمارهای متناقض، سطحی، عدم توازن در متغیرها و مؤلفه‌ها تأثیرگذار بوده است.

تأکید صرفاً به پند و اندرز و گاهاً توزیع بروشور و کلاس‌های سطحی بدون حضور گسترده و واقعی چاره کار نیست، عدم توجه به مؤلفه‌های تأثیرگذار بر مسائل  آسیب‌های اجتماعی مانند هوایت‌یابی جوانان، مدیریت بلوغ و بحران جنسی، غربال‌گری روانی و اجتماعی بهنگام، حمایت به‌موقع از افراد در معرض آسیب، خانواده‌محوری در برنامه‌های اجتماعی از یک سو تفکیک ساده‌سازی سردرگمی کرده و این بیانگر سازوکارهای موجود برای این قصه کافی نیست و همت و نگاه جدی مسؤولان را در این حوزه می‌طلبد.

 دلایل فردی، خانوادگی و اجتماعی مختلف موجب طلاق می‌شود، از جمله علت‌های فردی عدم تسلط مهارت‌های حل مساله و تاب‌آوری زوجین بوده که با کوچک‌ترین مشکل با یکدیگر درگیر می‌شوند و به‌دلیل پایین بودن آستانه تحمل زوجین صبر و شکیبایی لازم در برابر مشکلات ندارند که حمایت‌گر خوبی برای ادامه زندگی فرزندان هم نیستند.

دخالت اطرافیان از دلایل دیگر بوده به‌عبارتی والدینی که راضی به ازدواج نبودند و همچنین عدم مسؤولیت‌پذیری همسر و اعتیاد از جمله عوامل مؤثر بر طلاق است.

*فضای مجازی بر بسیاری از آسیب‌های اجتماعی دامن زده است

مشکلاتی که در فضای مجازی به‌دلیل گمنامی و ناشناختگی ناشی از مشکلات روحی و روانی، کنجکاوی، ضعف مهارت‌های فرهنگی و اجتماعی و همچنین عدم وجود سامانه پایش و رصد فضای مجازی بوده که همه چیز در اختیار همه کس و هر رده سنی قرار دارد و همین امر بر بسیاری از مسائل و آسیب‌های اجتماعی جامعه دامن زده است.

ظرفیت‌های گسترده‌ای در سطح جامعه از جمله مددکاران و مشاوران، پایگاه بسیج و مساجد، روحانیون و علما، خیران، سمن‌های خودجوش و سایر برای اقدامات مؤثر و به‌موقع اجتماعی در زمینه آسیب‌ها و طلاق وجود دارد، ضروری است با تدوین چشم‌انداز، راهبرد مشخص و جذب مشارکت حداکثری شرکای اجتماعی با گرفتن روش‌های متنوع پاسخگوی سلایق و لایه‌های مختلف اجتماع باشیم، گرچه نظام پایش و رصد برنامه‌ها مدیران و مسؤولان برای جبران دوباره‌کاری گذشته از اولویت‌ها است.

* نداشتن راهبردی یکپارچه بین نخبگان و مجریان طرح‌های اجتماعی

 با نگاهی به عملکرد مصاحبه‌ای مدیران استان در سایت‌‌ها و جراید در برخی از مقاطع زمانی گفتمان‌ها و مطالب مختلف و متضادی شاهد بودیم که نشان از تلاش فردی و سازمانی بوده و روحیه هم‌افزایی بسیار کمرنگ بوده است. مدیران ارشد غالباً به دلایل مختلف از جمله زودبازده بودن و اجتناب‌ناپذیری انرژی و وقت بیشتری به فعالیت‌های اقتصادی اختصاص دادند و مسائل فرهنگی و اجتماعی با وجود اهمیت آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ در واقع نداشتن راهبردی یکپارچه بین نخبگان و مجریان طرح‌های اجتماعی از جمله طلاق و اعتیاد موجب موازی‌کاری، پراکندگی و عدم انسجام خروجی کمرنگ نشده است.

در برخی موارد شناخت همه‌جانبه از آن پدیده نداشته و ابعاد آن پدیده مورد توجه قرار نمی‌دهند به‌عنوان مثال آمار سازمان‌ها در یک دهه اخیر بیانگر آموزش و مداخله سطحی چند برابر جمعیت استان بوده است این آمار پارامتریک، سیستماتیک و هدفمند نبوده است. : سیستم پایش ارزشیابی علمی مبتنی بر شواهد برخوردار نیست به‌عبارتی برنامه پیشگیری و مداخله‌ای باید در بالاترین سطح شواهد متکی باشد شناخت عوامل زمینه‌ساز و تعیین‌کننده فردی، خانوادگی و اجتماعی گام نخست در اجرای برنامه‌ها است.

*ضرورت تشکیل کارگروه رصد فرهنگی اجتماعی با عنوان چشم مراقب

صرفا هزینه‌کرد مالی و افزودن به برنامه‌های ناکارآمد راه‌حل این موضوع نیست، کما اینکه در برخی از شهر هزینه هنگفت‌های اجتماعی ازطریق سازمان و مؤسسات غیردولتی ازجمله شهرداری صورت گرفته اما گزارشی از این هزینه‌ها در بهبود مؤلفه‌های فرهنگی و اجتماعی کنترل و کاهش آسیب‌های اجتماعی در مراجع علمی ارائه نشده است.

ضروری است مدیریت ارشد استان با تشکیل کارگروه رصد فرهنگی اجتماعی با عنوان چشم مراقب علاوه بر تدوین نظام سیاست‌گذاری پایش و ارزیابی مستمر فعالیت‌ها نسبت به هم‌افزایی و پاسخ دادن کمیته‌های موازی، سازمان‌ها،مراجع علمی و سمن‌های تخصصی به افراد اقدام کند تا علاوه بر جلوگیری از پخش مسؤولیت‌های غیرضروری در سطح جامعه شاهد پدیده بازیگر بی‌مسؤولیت در این حوزه نباشیم.